بازیگر زنی که شب ها با گریه از خدا می خواست بازیگر شود

مجموعه: اخبار, اخبار فرهنگی و هنری تعداد بازدید: 16
بازیگر زنی که شب ها با گریه از خدا می خواست بازیگر شود

شهربانو موسوی با سریال‌های طنز «جایزه بزرگ» و «متهم گریخت» بین عموم مردم به شهرت رسید.

شهربانو موسوی در بخشی از مصاحبه درباره علاقه‌اش به بازیگری صحبت کرده است.

 

بازیگری چه چیزی دارد که این ‌همه سختی را تحمل کردید تا بازیگر شوید؟

علاقه و عشق است، نمی‌شود کاری‌اش کرد. در جوانی‌ صدای خوبی داشتم، شب‌ها خواب می‌دیدم روی سن در حال خواندن ترانه هستم! اما این کار که نشدنی بود!‌ اما رفتم رادیو و تست صدا دادم و برای بازی در نمایش‌های رادیویی و گویندگی پذیرفته شدم. بعد در فیلم‌های کوتاه بازی کردم تا عاقبت، خدا دعایم را مستجاب کرد و برای بازی در فیلم خوابگاه دختران، تست بازیگری دادم و پذیرفته شدم. علاقه به یک حرفه و شغل سن و سال، نژاد، قومیت و… نمی‌شناسد. آنقدر باید تلاش کنی تا به آرزویت برسی. بازیگری را خیلی دوست داشتم، اما هیچ وقت برای علاقه‌ام روی حرف پدر و مادرم، حرف نزدم و اگر می‌گفتند فلان کار را انجام نده، نمی‌دادم.

 

همسر و فرزندانتان چه واکنشی به شهرت و معروفیت شما داشتند؟

خیلی تشویقم کردند !‌ می‌گفتند، جوینده، یابنده است.یک بار خیلی خسته بودم. به مراسمی دعوت شده بودم که باید می‌رفتم، پسرم همراهم بود.وقتی متوجه شدم عکاس‌ها می‌خواهند از من عکس بگیرند، مثل برخی از بازیگرها موبایلم را کنار گوشم گرفتم یعنی این که من دارم با تلفن صحبت می‌کنم، همان‌جا پسرم گفت: مادرم خدا را پشیمان نکن! یادت هست گریه می‌کردی و دوست داشتی بازیگر شوی! حالا که خدا تو را به آرزویت رسانده داری ناشکری می‌کنی! این حرف خیلی روی من تاثیر گذاشت و هرگز آن را فراموش نکردم و همیشه خدا را شاکرم که این موقعیت را به من داد و بازیگر شدم و مهرم را در دل مردم قرار داد.

 

دستمزد بازیگران بد نیست، اوضاع مالی‌‌‌تان باید خوب باشد؟

(می‌خندد)آنقدر وام دارم که هر چه درمی‌آورم قسط می‌د‌هم. فکر می‌کنم بانک‌ها رادار دارند، تا دستمزد می‌گیرم پیامک بانک برای پرداخت قسط هم می‌آید.

 

از دستمزدتان به فرزندان و همسرتان هم می‌دهید؟

نه! آنقدر نیست که به آنها بدهم، بعضی وقت‌ها آنها به من پول می‌دهند. از شانس بد من با هر تهیه‌کننده‌ای که کار می‌کنم وضع مالی‌اش خراب است؛ یکی می‌گوید طلاهای زنم را فروخته‌ام، می‌خواهم فیلم بسازم! آن یکی می‌گوید: خانم موسوی هنر شما قیمت ندارد، اما ما می‌توانیم این مبلغ را بدهیم! چند تا دیالوگ را همه تهیه‌کننده‌ها حفظ کرده‌اند و همان‌ها را می‌گویند.منم که عاشق بازیگری هستم و مبلغ دستمزد برایم مهم نیست. می‌گویند نیت پرنده پرواز است برایش فرق نمی‌کند در کدام‌ آسمان!

مطالب مرتبط

نظر شما !!!

نظر شما برای “بازیگر زنی که شب ها با گریه از خدا می خواست بازیگر شود”