داستان کوتاه عاشقانه سی دی فروش

مجموعه: داستان عاشقانه, سرگرمی تعداد بازدید: 128
داستان کوتاه عاشقانه سی دی فروش

از قضا پسری به دختر مغازه سی دی فروشی علاقه پیدا کرده بود اما در رابطه با داستان کوتاه عاشقانه اش چیزی به او نگفته بود. هر روز به اون مغازه مي رفت و يک سي دي مي خريد فقط بخاطر صحبت کردن و دیدن اون دختر… از بد روزگار بعد از يک ماه پسرک این دنیا را وداع گفت … وقتي دخترک دید خبری از پسر نیست به در خونه پسر رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک ماجرای مرگ پسر ا تعریف کرد و اون رو به اتاق پسرش برد… دخترک ديد که تمامي سي دي ها هنوز باز نشده اند… دخترک با دیدن این صحنه شوکه شد و گريه کرد و سخت گريه کرد … ميدوني چرا گريه مي کرد؟ چون تو تمام این مدت نامه هاي عاشقانه اش به پسرک رو توي جعبه سي دي ها مي گذاشت و به پسرک ميداد …

مطالب مرتبط

نظر شما !!!

نظر شما برای “داستان کوتاه عاشقانه سی دی فروش”