زندگی نامه کوروش کبیر

مجموعه: اخبار, تقویم تاریخ تعداد بازدید: 235
زندگی نامه کوروش کبیر

 کوروش کبیر

زندگی نامه کوروش کبیر: از ابتدای راه

زندگی نامه کوروش کبیر بسیار جالب است که در این جا از شما عزیزان دعوت می کنم تمام آن را تا انتها مطالعه بفرمایید و از زندگی نامه کوروش کبیر لذت ببرید.
درباره ی کودکی و جوانی کورش روایات متعددی وجود می‌دارد؛ اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی گفته، اما شرحی که آنها دربارهٔ ماجرای زایش کورش ارائه داده ‌اند، شبیه افسانه ‌است. هرودوت در مورد دستیابی کوروش کبیر به قدرت، چهار داستان نقل می‌ کند. ولی فقط یکی را معتبر می‌داند.

زندگی نامه کوروش کبیر: خواب پادشاه

بنا به گفته ی هرودوت، آستیاگ (پدربزرگ کوروش) شبی در خواب دید که از دخترش آنقدر آب خارج شد که ماد و تمام آسیا را غرق کرد. معبر ها خواب وی را چنین تعبیر کردند که فرزند دخترش روزی بر تمام آسیا غلبه می کند. از این روی، وی دخترش ماندانا را به یکی از بزرگان پارس به زناشویی داد. پس از تولد نوه ‌اش، وی خواب دیگری دید که تاکی از بدن ماندانا روئیده و تمام آسیا را گرفته‌. پس او فرزند دخترش را به یکی از بستگانش به نام هارپاگ سپرد و دستور داد که کودک را بکشد. هارپاگ، کوروش کبیر را به یکی از چوپان های شاه به نام مهرداد داد و از او خواست که وی را به دستور شاه به کوهی در میان جنگل رها کند. چوپان کودک را به خانه برد. وقتی همسر چوپان از موضوع باخبر شد، با ناله و زاری به شوهرش اصرار ورزید که بچه را نکشد و بجای او، فرزند خود را که مرده بدنیا آمده بود، در جنگل رها سازد. چوپان نظر همسرش را پذیرفت و جسد فرزندش را به مأموران هارپاگ سپرد و خود سرپرستی کوروش کبیر را به گردن گرفت.

زندگی نامه کوروش کبیر: شروع نوجوانی

هنگامی که کورش ده ساله شده بود و با کودکان بازی می‌کرد، آن کودکان وی را به عنوان پادشاه برگزیدند. وی در میان بازی، دستور داد یکی از کودکان را تنبیه کنند. پدر آن پسر به نام آرتمبارس نزد آستیاگ شکایت کرد و اظهار داشت که یکی از بردگان وی فرزند درباریان را چوب زده‌است. کوروش کبیر را نزد آستیاگ فرستادند تا تنبیه شود. شاه با مشاهدهٔ کوروش کبیر و شباهت وی با افراد خانواده  فکر کرد نکند نوه خودش باشد. شاه چوپان را تهدید کرد که اگر حقیقت را نگوید شکنجه خواهد شد و وی حقیقت را بیان داشت. پس از آن، شاه هارپاگ را احضار کرد و از وی پرسید: «طفل دخترم را که به تو سپرده بودم، چگونه کشتی؟» هارپاگ با دیدن چوپان پاسخ داد که: «پس از آنکه طفل را به خانه بردم، خواستم طوری رفتار کنم که امر تو اجرا شده باشد و قاتل پسر دخترت هم نباشم.» او گفت حالا که طفل زنده مانده باید خدا را شکر کرد و ضیافتی داد و از هارپاگ خواست به این میهمانی بیاید و فرزندش را هم همراه بیاورد. بدین ترتیب که او را برای صرف شام دعوت کرد و بدون آنکه وی خبردار شود از بدن فرزندش که همسن کوروش کبیر بود، غذایی تهیه کرد و به پدرش داد.
مدتی بعد آستیاگ بار دیگر به جادوگران و کاهنان روی آورد و از آنها سوال کرد که آیا باید از خطر نواده بترسد؟ آنها پاسخ دادند که رویای شاه هم ‌اکنون تعبیر شده‌ است برای آنکه کوروش کبیر هنگامی که با کودکان دیگر بازی می‌کرد به عنوان شاه انتخاب شد؛ بنابراین دیگر نیاز نیست از وی بترسد.

زندگی نامه کوروش کبیر: شباهت داستان ها

داستان هرودوت از تولد کوروش کبیر، نه ‌تنها همانند هایی در داستان‌ های تولد شخصیت‌ های تاریخی دیگر مانند حکایت کودکی موسی دارد، بلکه دربارهٔ دودمان‌های شاهی در تاریخ ایران نیز نظیر چنین داستان‌هایی موجود است که داستان کوروش اولین آنهاست. حتی می توانیم بگوییم که داستان اردشیر نیز شبیه کورش است.
بعد از خواندن زندگی نامه کوروش کبیر به چند سخن کورش کبیر توجه کنید و از مطالب کوروش کبیر لذت ببرید.
بیاد تو می آورم تا همیشه بدانی که زیباترین منش آدمی محبت او می باشد، پس محبت کن به عدو و خودی که دوست را بزرگ کند و دشمن را دوست .
 تنها راهی که به شکست می انجامد، نبود تلاش است .کوروش کبیر
دشوارترین قدم، همان قدم اول است .کوروش کبیر
پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی قبل از تصمیم گرفتن و رای نهایی با چند نفر مشورت و صحبت کن.
منبع:hoosheparsi.ir

مطالب مرتبط

نظر شما !!!

نظر شما برای “زندگی نامه کوروش کبیر”