معماي حداقل تعداد تخم مرغهاي زن روستائي

مجموعه: سرگرمی, همه مطالب تعداد بازدید: 267
معماي حداقل تعداد تخم مرغهاي زن روستائي

يک زن روستائي يک سبد تخم مرغ به ميدان مي برد که بفروشد. هنوز هيچ نفروخته بود که پاي اسب يک سوار به سبد تخم مرغ زن خورد و بيشتر تخم مرغ ها شکست. اسب سوار از زن روستائي پوزش خواست و حاضر شد پول همه آنها را بپردازد.

اسب سوار: مادر جان چند تا تخم مرغ داشتي؟

زن روستائي: نمي دانم ! ، اما وقتي آنها را دوتا دوتا بر ميداشتم يکي باقي مي ماند ، وقتي سه تا سه تا بر ميداشتم يکي باقي مي ماند ، وقتي چهارتا چهارتا بر ميداشتم يکي باقي مي ماند ، وقتي پنج تا پنج تا بر ميداشتم يکي باقي مي ماند ، وقتي شش تا شش تا بر ميداشتم يکي باقي مي ماند ، اما وقتيکه هفت تا هفت تا بر ميداشتم هيچي باقي نمي ماند.

اسب سوار حساب کرد و پول تخم مرغ هاي زن روستائي را داد.

يک زن روستائي يک سبد تخم مرغ به ميدان مي برد که بفروشد. هنوز هيچ نفروخته بود که پاي اسب يک سوار به سبد تخم مرغ زن خورد و بيشتر تخم مرغ ها شکست. اسب سوار از زن روستائي پوزش خواست و حاضر شد پول همه آنها را بپردازد.

اسب سوار: مادر جان چند تا تخم مرغ داشتي؟

زن روستائي: نمي دانم ! ، اما وقتي آنها را دوتا دوتا بر ميداشتم يکي باقي مي ماند ، وقتي سه تا سه تا بر ميداشتم يکي باقي مي ماند ، وقتي چهارتا چهارتا بر ميداشتم يکي باقي مي ماند ، وقتي پنج تا پنج تا بر ميداشتم يکي باقي مي ماند ، وقتي شش تا شش تا بر ميداشتم يکي باقي مي ماند ، اما وقتيکه هفت تا هفت تا بر ميداشتم هيچي باقي نمي ماند.

اسب سوار حساب کرد و پول تخم مرغ هاي زن روستائي را داد.

مطالب مرتبط

نظر شما !!!

نظر شما برای “معماي حداقل تعداد تخم مرغهاي زن روستائي”