بیچاره پاییز…

مجموعه: جملات زیبا و عاشقانه, سرگرمی تعداد بازدید: 13
بیچاره پاییز…

بیچاره پاییز …

 


دستش نمک ندارد!
این همه باران به آدم ها می بخشد اما
همین آدم ها تهمت ناروای خزان را به او می زنند …

 


خودمانیم …
تقصیر خودش است؛
بلد نیست مثل بهار خودگیر باشد
تا شب عیدی زیر لفظی بگیرد و با هزار ناز و کرشمه
سال تحویلی را هدیه دهد!

 


سیاست تابستان را هم ندارد که
در ظاهر با آدم ها گرم و صمیمی باشد
ولی از پشت خنجری سوزناک بزند …

 


بیچاره …

 


بخت و اقبالِ زمستان هم نصیبش نشده که
با تمام سردی و بی تفاوتی اش این همه خواهان داشته باشد!

 


او پاییز است رو راست و بخشنده!
ساده دل فکر می کند اگر تمام داشته هایش را
زیر پای آدم ها بریزد، روزی … جایی … لحظه ای …
از خوبی هایش یاد می کنند!

 


خبر ندارد آدم ها رو راست بودن و بخشنده بودنش را
به پای محبتش نمی گذارند

 


عادت آدم ها همین است !

 


یکی به این پاییز بگوید آدم ها یادشان می رود که
تو رسم عاشقی را یادشان داده ای!

 


دست در دست معشوق
پا بر روی برگ هایت می گذارند و می گذرند

 


تنها یادگاری که برایت می ماند …

 

صدای خش خش برگ های تو بعد از رفتن آنهاست …!

 


ناراحت نباش پاییز!

 

این مردم سال هاست به هوای بارانی می گویند : خراب!

مطالب مرتبط

نظر شما !!!

نظر شما برای “بیچاره پاییز…”