در سختی ها به داد خودتان برسید قسمت دوم

مجموعه: روانشناسی, زندگی بهتر تعداد بازدید: 104
در سختی ها به داد خودتان برسید قسمت دوم

عصبانیتتان را درک کنید

به نظر دل زوپو:عصبانیت یک حالت همگانی است،اما دق و دلتان را می توانید به طور خوشایندی خالی کنید. اگر به ریشه غضبتان خوب پی ببرید،به بهتر شدن حالتتان کمک می کند.

خانم ۲۵ ساله ای به اسم کانداس براکن آینده ای روشنی داشت.او که هماهنگ کننده یک شرکت هواپیمایی بود درست با شروع کار تازه اش بچه ای هم به دیا آورد.از بخت بد یک روز دچار خونریزی شدیدی شد. پزشکان مریضی او را سرطان خون تشخیص دادندو گفتند:براکن،دو ماه دیگر بیشتر زنده نیست.او بعد از شنیدن این خبر ناجور یکه خورد و کفرش در آمد. پیش خودش کفت:از وقتی که دست چپ وراستم را تشخیص دادم،از خودم مواظبت کرده ام و زندگی پاک و شرافتمندانه ای داشته ام. روا نبود که من و امثال من،اسیر این مریضی شویم.

از فکر این که امروز و فردا باید غزل خداحافظی را بخواند،سرش گیج می خورد،پس می افتاد و می گفت:کارم زار است، رفتنی ام.یک روز دکترش برگشت و گفت:خانم،یکی را پیدا کن تا دخترت را تر و خشک کند.براکن تشر زد:با چه جراتی به من سفارش می کنید. دنبال آدم غریبه ای باشم تا بچه ام را بزرگ کند؟آن وقت بود که فهمید برای زنده ماندنش دلایل محکمی دارد. خشو و غضب او که قبلن امانش را بریده بود، الان دلگرمش کرده و باعث شده بود که به عمل پیوند مغز استخان تن بدهد که دلخراش و بالاخره موفقیت آمیز بود.

Difficulty-List

با سختی ها دست وپنجه نرم کنید

اشکال دیگری که پس از یک مصیبت بزرگ سر راه آدم سبز می شود،انکار واقعیت است. دکتر مایکل آرونوف روانپزشک و سخنگوی انجمن روانپزشکی آمریکا بر این باور است که: خیلی از مردم تقلا می کنند خلاءاحساسی خود را با گریز از واقعیت ها پر کنند.

جن جانکوفسکی اهل نیویورک که در تمام دوران زندگی اش زیر دست چند رئیس کار کرده است. همیشه آرزو داشته که یک شرکت خرید وفروش اوراق بهادار باز کند.آخر سرمایه ای به هم زد و دست به کار شد. طولی نکشید که شرکتش ورشکست شد و او قرض بالا آورد.می گوید:درست مثل این بود که به خاک سیاه نشسته ام چون تمامی هستی ام به باد رفته بود. هر چه پول و پله داشتم،ته کشیده بود و خانواده ام هم قادر نبود زیر بالم را بگیرد. این شد که فکر فرار از واقعیت به کله ام زد.تا این که یک روز صبح بهد از دو ساعت آهسته دویدن، تلو تلو خوران به خانه برگشتم و دست آخر کم کم فهمیدم که قادر نیستم از دردس هایم نجات پیدا کنم.تنها چیزی که به مغزم رسید این بود که با این وضع و اوضاع کنار بیایم. قبول شکست،مشکا ترین مرحله در مبارزه با سختی هاست،ولی این کار برای آمدن با زندگی اهمیت زیادی دارد.

آستین ها را بالا بزنید

یکی از روانپزشکان و استادان دانشگاه می گوید: بعد از چند هفته آن هایی را که آسیب دیده اند وادار می کن که زندگی خودشان را از سر بگیرند. سفارش وی این است که توجیهتان را به چیز هایی غییر از عوامل ناراحتیتان جلب کنید  واین نکته ها را در نظر بگیرید:

 

 

مطالب مرتبط

نظر شما !!!

نظر شما برای “در سختی ها به داد خودتان برسید قسمت دوم”