در سختی ها به داد خودتان برسید

مجموعه: روانشناسی, زندگی بهتر تعداد بازدید: 101
در سختی ها به داد خودتان برسید

چند سال پیش وضعم به قدری سکه بود که بیشتر دور و بری هایم توی خواب هم نمی دیدند.صاحب همه چیز بودم.از شرکت ساختمانی پر در آمد گرفته تا خانه دنج و راحت،دو ماشین نو،یک قایق بادبانی و از همه اینا گذشته یک زن زندگی و سر به راه داشتم.خلاصه،خدا به من همه چیز داده بود و هیچ کم وکسری نداشتم.

چشمتان روز بد نبیند یکهو زد و شهام اوراق بهادار سقوط کرد و هیچ کس سراغ خانه هایی که ساخته بودم،نیامد!

چند ماهی هر چه پینداز داشتم دو دوستی بابت نزول پول هایی که قرض کرده بودم دادم و رفت.دیگر دخلم به خرجم نمی رسد و شب ها از زور فکر و خیال غصه خوابم نمی برد و عرق سرد به تنم نی نشست. درست موقعی که وضعم حسابی خراب بود و روزگارم سیاه شده بود زنو دو پا را توی یک کفش کرد و اصرار کرد که طلاقش بدهم.عقلم به جایی قد نمی داد  و منده بوده حیران و سرگردان.آخر به این فکر افتادم که قایقم را بردارم و از ایالت بروم.اما در جایی دور از (نیوجرسی)درست به طرف مشزق پیچیدم و یک راست زدم به دریا.چند ساعت بعد،نرده انتهای قایق را گرفتم و رفتم بالا.همین طوری که نگاهم به آب بود،با خودم فکر می کردم:اگر خودم را توی آب سر به نیست کنم چقدر راحت می شوم.

در سختی ها به داد خودتان برسید

در سختی ها به داد خودتان برسید

یک مرتبه قایق گرفتار دو تلاطم شد و تعادلم را بر هم زد. دستم را انداختم و نرده را گرفتم ،اما پاهایم توی آب یخ دریا کشیدا می شد. خودم را به هزار زحمت به کف قایق رساندم. یک لحظه تو فکر رفتم و به خودم گفتم:چی دارد به سرم می آید؟حالا حالا ها خیال مردن ندارم.از آن به بعد متوجه شدم که نباید گز نکرده پاره کنم.به هر حال زندگی قبلی ام  به باد فنا رفته بود و مجبور بودم زندگی جدیدی رو به راه کنم.

هر کسی از دوره ای از زندگانیش چیز هایی مثل سلامتی،کار و یا حتی عزیزانش را هم از دست می دهد.(پادریک دل زوپو)روانشناس و کارشناس مسایل مصیبت بار می گویید:این درست نیست که آدم فکر کند تمام ریشه هایش پنبه شده و دنیا برایش به آخر رسیده است. نباید خودش را ببازد و زانوی غم بغل گیرد.

پس اگر واقعا می خواهید در گرفتاری ها به داد خودتان برسید خوب گوشتان را باز کنید:

غصه نخورید

آن هایی که سرشان توی حساب است،می گویند غصه خوردن برای آدم خطرناک است.به قول دل زوپو:اگر دلتان برای خودتان می سوزد خجالت را کنار بگذارید و بزنید زیر گریه.چون قطره های اشکی که می ریزد،علامت غم یا هیجانی است که دارید و باید راه خروجی را پیدا کند تا دست از سرتان بردارد. مهم نیست اگر این کار طول بکشد. مثلا ببینید چه بر سر دوناکلپ اهل نیویورک آمده است:یک روز بهاری پسر های این خانم به اسم کلیف ۱۶ ساله و جیمی ۱۵ ساله،داشتند قایق خودشان را با ماسه می پوشاندند تا برای فصل قایق رانی آماده کنند. یک دفعه دونا صدای جیقی شنید و پرید بیرون.دید که نعش دو بچه اش کنار قایق افتاده است.نگو جیمی رفته بود توی آب  ومثل موش آب کشیده برگشته بود و با همین حال سمباده برقی را برداشتن همان و خشک شدن از برق همان.کلیف هم آمده بود به این وسیله دست بزند،برق پرتش کرده بود. اما بعدا خوب شد و زنده ماند. دونا از مصیبتی که سرش آمده بود آنقدر افسرده شده بود که هفته ها بعد از این داغ و تی در مراسم خاک سپردن جگر گوشه اش هم اشکش در نمی آمد.تا این که یک روز که تازه از سر کارش برگشته بود،حس کرد سرش گیج می خورد.او می گوید:به خانه برگشتم و خودم را توی اتاق حبس کردم و زار وزار زدم زیر گریه.با این کار انگار بار سنگینی را از دوشم برداشتند.آن چه که کلپ بعد از آن داغ تجربه کرد همان حالتی است که دلزوپو اسمش را (دفاع خط مقدم)گذاشته است که هوشیاری را در مقابل واقعیت بی نهایت ناخوشایند محافظت می کند.

مطالب مرتبط

نظر شما !!!

نظر شما برای “در سختی ها به داد خودتان برسید”