آرشیو : سرگرمی

یک روز کنار دریا

یک روز کنار دریا

داستان جالب «یک روز کنار دریا» پیرزنی برای اولین بار در عمرش کنار دریا می‌رفت. قبل از این‌که راه بیفتد، همسایه‌ها دورش را گرفتند و ...

ادامه مطلب
الاغ در لباس شیر

الاغ در لباس شیر

الاغ پوست شیر ﺍﻻﻏﯽ، ﭘﻮﺳﺖ ﺷﯿﺮﯼ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ ﻭ ﭘﻮﺷﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺣﻤﻠﻪ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﻫﻤﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺑﺖ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ...

ادامه مطلب
کار خوبه خدا درست کنه

کار خوبه خدا درست کنه

کار خوبه خدا درست کنه آدم بعضی وقتها تو یه مسئله به یه جایی میرسه که دیگه کاری از دست هیچکسی برنمیاد.، یعنی همه کسانی ...

ادامه مطلب
شرط پیرزن برای اجاره خانه اش

شرط پیرزن برای اجاره خانه اش

داستان های کوتاه سه تا دانشجو بودیم توی دانشگاهی در یکی از شهرهای کوچک قرار گذاشتیم همخونه بشیم. خونه های اجاره ای کم بودند و ...

ادامه مطلب
همراز یكدیگر باشیم

همراز یكدیگر باشیم

داستان کوتاه «همراز» در یک دهکده ای دور افتاده دو تا دوست زندگی می کردند. یکی از اونها جانسون و دیگری پیتر بود. این دو ...

ادامه مطلب
داستان جالب «انتخاب درست»

داستان جالب «انتخاب درست»

داستانهای خواندنی زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با ریش های بلند جلوی در دید. به آنها گفت: « من شما را ...

ادامه مطلب
برشی از یک کتاب

برشی از یک کتاب

در حسرتِ زندگیِ دیگران بودن برای این است که از بیرون که نگاه می‌کنی، زندگیِ دیگران یک کل است که وحدت دارد اما زندگیِ خودمان، ...

ادامه مطلب
اسیری که دشنام داد ولی پادشاه دعا شنید

اسیری که دشنام داد ولی پادشاه دعا شنید

اسیری که دشنام داد ولی پادشاه دعا شنید پادشاهی قصد کشتن اسیری کرد. اسیر در آن حالت ناامیدی شاه را دشنام داد. شاه به یکی ...

ادامه مطلب
حکایت مرد زاهد و ریا کاری

حکایت مرد زاهد و ریا کاری

حکایت مرد زاهد و ریا کاری مرد زاهدی، روزی به مهمانی شخصیتی بزرگ رفت. هنگام غذا خوردن فرا رسید. زاهد از عادت همیشگی غذا کمتر ...

ادامه مطلب
حكایت «آموختن خاموشى از حیوانات»

حكایت «آموختن خاموشى از حیوانات»

حكایت های آموزنده نادانى مى خواست به الاغى سخن گفتن بیاموزد، گفتار را به الاغ تلقین مى كرد و به خیال خود مى خواست سخن ...

ادامه مطلب