آرشیو : شهر حکایت

داستان جالب «گوشت و گربه»

داستان جالب «گوشت و گربه»

داستان جالب «گوشت و گربه»  مردي زن فريبكار و حيله‌گري داشت. مرد هرچه مي‌خريد و به خانه مي‌آورد، زن آن را مي‌خورد يا خراب مي‌كرد. ...

ادامه مطلب
مناظره با خر (شعری از ایرج میرزا)

مناظره با خر (شعری از ایرج میرزا)

ﻣﻨﺎﻇﺮﻩ ﺑﺎ ﺧﺮ ! " ﺷﻌﺮى ﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩه از ایرج میرزا ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﺭﻫﯽ ﻣﺮﺍ ﮔﺬﺭ ﺑﻮﺩ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﺑﻪ ﺭﻩ ﺟﻨﺎﺏ ﺧﺮ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﺧﺮ ...

ادامه مطلب
حکایت

حکایت

روزی جوانی نزد حضرت موسی (ع) آمد و گفت: ای موسی (ع) خدا را از عبادت من چه سودی می رسد؟ که چنین امر و ...

ادامه مطلب
اسیری که دشنام داد ولی پادشاه دعا شنید

اسیری که دشنام داد ولی پادشاه دعا شنید

پادشاهی قصد کشتن اسیری کرد. اسیر در آن حالت ناامیدی شاه را دشنام داد. شاه به یکی از وزرای خود گفت: او چه می گوید؟ ...

ادامه مطلب
چهار سخنی که زاهد را تکان داد

چهار سخنی که زاهد را تکان داد

چهار سخنی که زاهد را تکان داد زاهدی گوید: جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد . اول مرد فاسدی از کنار من گذشت و ...

ادامه مطلب
چند حکایت پندآموز از شیخ بهایی

چند حکایت پندآموز از شیخ بهایی

داستان هایی از شیخ بهایی  شیخ بهایی یکی از فیلسوفان و دانشمدان زمان صفوی بود که اضافه بر دانا بودنش مردم را راهنمایی می‌کرد . ...

ادامه مطلب
حکایت مرد مومن و زن زیبا و ناسازگار

حکایت مرد مومن و زن زیبا و ناسازگار

حکایت های آموزنده و جالب در سایت 4 گوشه.   زن زیبایی به عقد مرد زاهد و مومنی در آمد. مرد بسیار قانع بود و ...

ادامه مطلب
حکایت ” کل عمرت بر فناست “

حکایت ” کل عمرت بر فناست “

یک استاد صرف و نحو عربی در کشتی بود.ملاح را گفت: تو علم نحو خوانده ای؟  گفت:  نه،   گفت: نیم عمرت برفناست . روزدیگر تندبادی ...

ادامه مطلب
معنای دوم عشق

معنای دوم عشق

روزی یکی از خانه های دهکده آتش گرفته بود. زن جوانی همراه شوهر و دو فرزندش در آتش گرفتار شده بودند. شیوانا و بقیه اهالی برای ...

ادامه مطلب
بهترین خیاط دنیا

بهترین خیاط دنیا

حکایت جالب و خواندنی بهترین خیاط دنیا که سرشار از نکات آموزنده و خواندنی است.   تو یه کوچه ای چهار تا خیاط بودند…همیشه با ...

ادامه مطلب